پول و زندگیموفقیت و رشد فردی

ذهن، نوشتن و عمل؛ چطور خواسته‌هامون رو به واقعیت نزدیک کنیم؟

چطور نوشتن اهداف، انتخاب کلمات و تمرین‌های ذهنی می‌تونن به روشن‌تر شدن خواسته‌ها و حرکت در مسیر موفقیت کمک کنن؟

بهرام نصیری· 8 دقیقه مطالعه· 27 شهریور 1405

از نظر ذهنی، وقتی تمرینات مربوط به ثروت و موفقیت رو انجام می‌دیم، ظهور و بروزش رو توی دنیای مادی هم می‌بینیم؛ این‌طوری نیست که فقط یه‌سری تمرینات ذهنی باشه و هیچ بازخوردی توی دنیای مادی نداشته باشه. هر چیزی که توی دنیای مادی می‌بینیم و به‌عنوان ساخته‌ی بشری می‌شناسیم، یه روزی اول توی ذهن کسی شکل گرفته و بعد توی دنیای مادی ظهور پیدا کرده.

هواپیما رو در نظر بگیرید؛ یه روز توی ذهن برادران رایت شکل گرفت و بعد ساخته شد. البته می‌دونیم آرزوی پرواز از قدیم توی ذهن بشر بوده؛ طرح‌های داوینچی توی دوره‌ی رنسانس همین آرزوی دیرینه رو نشون می‌ده. یا مثلا توی دوره‌ی باستان، برای شکار و تهیه‌ی غذا، اول ایده‌ی خنجر توی ذهن کسی شکل گرفت، بعد از سنگ و چوب ساخته شد؛ همون خنجر الان تکامل پیدا کرده و به شکل سلاح‌های امروزی دگردیسی پیدا کرده.

یه مثال ملموس‌تر بزنم: فرض کنید می‌خواید یه کلبه برای خودتون بسازید. اول باید نقشه، طرح، مکان و امکاناتش رو توی ذهنتون تصویر کنید، بعد شروع کنید به ساختن. یه دفعه که توی یه مکانی کلبه سبز نمی‌شه؛ اول توی ذهن طرحش رو می‌سازیم، بعد شروع می‌کنیم به عملی‌کردنش.

اما بین چیزی که توی ذهن داریم و چیزی که در دنیای واقعی ساخته می‌شه، یه مرحله‌ی مهم وجود داره: روشن کردن خواسته و تبدیل کردنش به عمل. یکی از ساده‌ترین ابزارها برای این کار، نوشتنه.

قدرت نوشتن؛ از فهرست خرید تا اهداف زندگی

از بین تکنیک‌های ذهنی که برای رسیدن به موفقیت وجود داره، به نظر من مهم‌ترینشون خودِ نوشتنه. شما هر روشی رو که نگاه کنید مثل هدف‌گذاری، ایجاد انگیزه یا تصویرسازی ذهنی، همه‌شون یه‌جورایی با نوشتن انجام می‌شن. مثلا یه حسابدار، حسابش رو توی ذهنش انجام نمی‌ده، می‌نویسه. کاری که نوشتن انجام می‌ده، ایجاد وضوح، روشنی، سادگی و نظمِ ذهنیه.

یه مثال ساده بزنم: فرض کنید یه روز بد داشتید و مثلا با یکی دعوا کردید یا یه طلبکار زنگ زده، بعد با همون حال‌وروز می‌رید خرید؛ اصلا نمی‌دونید چی خریدید، چقدر خرج شده، چیزایی می‌خرید که اصلا نیازتون نبوده. حالا فرض کنید قبل از رفتن به فروشگاه، یه فهرست از چیزهایی که لازم دارید نوشتید؛ می‌رید فروشگاه و خیلی راحت طبق همون لیست خرید می‌کنید. این یعنی نظم دادن به ذهن: می‌دونید چی می‌خواید، کجا باید برید، دنبال چی نباید برید و از آشفتگی و سردرگمی نجات پیدا می‌کنید.

مهم‌ترین فایده‌ش اینه که مثل برگ توی باد رها نمی‌شید؛ چون هدف مشخصی دارید، تحت‌تاثیر نظر دیگران یا موقعیت‌هایی که از بیرون بهتون تحمیل می‌شه قرار نمی‌گیرید. مثلا فرض کنید رفتید بیرون یه تی‌شرت بخرید، دوستتون یه شلوار قشنگ نشونتون می‌ده و شما بدون برنامه ۳ میلیون تومان خرج می‌کنید؛ در حالی که همون پول رو برای یه سفر که هفته‌ی بعد برنامه‌ش رو داشتید لازم داشتید. کسی که هدف و لیست مشخصی نداره، خیلی راحت تحت تاثیر دیگران به‌ویژه افراد سلطه‌جو یا تاثیرگذار قرار می‌گیره.

البته دقت کنید این تمرین‌های ذهنی بهانه‌ای برای تنبلی و بیکاری نیست. اگه بیکارید، باید هم‌زمان با نوشتن اهداف، دنبال کار و تلاش هم باشید. کسی که فقط توی خونه می‌شینه و بدون هیچ تلاشی این تکنیک‌ها رو استفاده می‌کنه، ممکنه نتیجه‌ش فقط خیال بمونه.

هدف‌ها باید روشن باشند، اما ثابت نمانند

یه نکته‌ی مهم درباره‌ی نوشتن اهداف: این‌طور نیست که هر چی نوشتید، لازم باشه همیشه همونو دنبال کنید. لیست اهداف باید انعطاف داشته باشه؛ چون در طول زمان شخصیت، افکار و آگاهی ما تغییر می‌کنه و خیلی از چیزهایی که الان اهداف بزرگ و حقیقت محض به نظر می‌رسن، چند ماه یا چند سال دیگه ممکنه اهمیتشون رو از دست بدن. مثلا ممکنه یه سال دنبال این باشید که برید آلمان، بعد خودتون تعجب کنید که چرا اصلا این هدف رو داشتید. یا دو ماه ذهنتون درگیر این باشه که یه رستوران بزنید، بعد یکی‌دو سال بعد بخندید به این فکر، چون هیچ ربطی به علاقه‌مندی‌ها یا تخصص واقعیتون نداشته.

بعضی اهداف هم برعکس، با گذشت زمان گسترده‌تر می‌شن؛ مثلا یه هدف کوچیک مثل تحصیل، بعد از مدتی تبدیل می‌شه به هدف تحصیل در یه کشور دیگه. پس لیست خواسته‌هاتون رو متناسب با رشد آگاهی و پیشرفتتون، عوض و گسترش بدید.

کلمات، احساسات و انرژی؛ چرا انتخاب کلمات مهم است

کلمات همه‌جا هستن و ما با همین کلمات فکر می‌کنیم و دنیا رو درک می‌کنیم. هر کلمه با خودش یه بار احساسی همراه داره که ممکنه منفی باشه یا مثبت. مثلا وقتی می‌گیم «هر کسی ممکنه بمیره»، این جمله تاثیر خاصی روی ما نداره چون یه واقعیت کلیه؛ اما وقتی خبر مرگ یکی از دوستانمون رو می‌شنویم، همین موضوع بار احساسی خیلی بیشتری داره. یعنی ما با کلمات فکر می‌کنیم، این افکار تبدیل به احساسات می‌شن و همین احساسات هستن که حال‌وهوای ذهنی‌مون رو مثبت یا منفی می‌سازن.

برای اینکه حال‌وهوای ذهنی‌مون رو از منفی به مثبت تغییر بدیم، بهترین راه استفاده از کلمات و عبارات مثبته. مثلا به‌جای اینکه بگیم «حواست باشه دیر نکنی»، بهتره بگیم «سر موقع بیا»؛ یا به‌جای «نترس»، بهتره بگیم «آروم باش». خیلی وقت‌ها با کلمات منفی که یه‌جور هشدارن، ناخواسته یه پیام منفی به طرف مقابل می‌فرستیم؛ وقتی می‌گیم «نترس»، ذهن طرف ناخودآگاه می‌ره سراغ این سوال که «مگه چیزی هست که باید بترسم؟»

یکی از رایج‌ترین کلماتی که بار منفی زیادی داره، «نمی‌تونمـه؛ خیلی از ما هر روز ده‌ها بار توی ذهنمون این کلمه رو تکرار می‌کنیم: نمی‌تونم این کارو انجام بدم، نمی‌تونم بیشتر کار کنم، نمی‌تونم موفق بشم. این «نمی‌تونم» گاهی می‌تونه نشون‌دهنده‌ی این باشه که توانایی‌ها و نیروهای درونی خودمون رو دست‌کم می‌گیریم؛ موضوعی که می‌تونه با عزت‌نفس و اعتمادبه‌نفس هم ارتباط داشته باشه.

یه دسته‌ی دیگه از این جملات هم دور و برشون «نمی‌ذارنـه: دولت نمی‌ذاره، خانواده نمی‌ذاره، شوهر نمی‌ذاره، همسر نمی‌ذاره. توی این نگاه، همیشه مقصر بیرون از ماست. البته این به این معنی نیست که محدودیت‌های واقعی بیرونی وجود ندارن؛ مسئله اینه که نباید همه‌ی اختیار و مسئولیت خودمون رو به شرایط بیرونی واگذار کنیم.

بهانه ممنوع؛ داستان کسانی که در میانسالی شروع کردند

همین چند روز پیش با یکی از دوستانم حرف می‌زدم که کارمنده و دو-سه سال دیگه بازنشسته می‌شه. می‌گفت «هیچ کاری نیست که بتونم الان یاد بگیرم یا شروع کنم؛ ۲۰ سال کار کردم و هیچی نشدم.» بهش گفتم نمونه‌های شناخته‌شده‌ای وجود دارن که نشون می‌دن شروع یک مسیر تازه الزاما محدود به جوانی نیست.

یکی از مشهورترین این افراد، کلنل ساندرز، بنیان‌گذار رستوران‌های زنجیره‌ای کی‌اف‌سی هست. اون تا قبل از ۴۰ سالگی به چندتا کار دست زده بود، بیمه‌فروشی، کار توی بخش قطار و کارهای دیگه و بعد از مدتی وارد کار رستوران و تهیه‌ی مرغ سوخاری شد. در ۴۰ سالگی، یک رستوران و متل در کنتاکی داشت و در سال‌های بعد روش پخت مرغش رو توسعه داد. در سال ۱۹۵۲، وقتی حدود ۶۲ سال داشت، اولین فرنچایز Kentucky Fried Chicken در یوتا افتتاح شد و از اون‌جا مسیر گسترش فرنچایزها جدی‌تر شد.

مثال دیگه، سام والتون، بنیان‌گذار فروشگاه‌های زنجیره‌ای والمارته. سام والتون سال‌ها در خرده‌فروشی فعالیت کرده بود و در سال ۱۹۶۲، در ۴۴ سالگی، اولین فروشگاه والمارت رو در راجرز، آرکانزاس افتتاح کرد. بعد از اون، کسب‌وکارش رو گسترش داد و والمارت به یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌های خرده‌فروشی جهان تبدیل شد.

این دو مثال رو زدم که بگم برای شروع، بهانه ممنوعه. «نمی‌تونم»، «نمی‌ذارن»، «پول ندارم»، «سنم بالاست»، «تخصص ندارم» – همه‌ی این‌ها گاهی می‌تونن بخشی از واقعیت باشن، اما نباید بدون بررسی تبدیل به نتیجه‌گیری نهایی ما درباره‌ی توانایی‌هامون بشن. اگه فکر می‌کنید نمی‌تونید کاری رو انجام بدید، یه نفرو پیدا کنید که با همون شرایط مالی، همون وضع سلامتی، توی همون منطقه و خانواده، داره همون کارو انجام می‌ده؛ ببینید اون چیکار کرده که موفق شده.

یکی از رایج‌ترین بهانه‌ها هم اینه که بگیم «توی کشورهای دیگه می‌شه موفق شد، توی کشور ما هیچی نمی‌شه کرد.» ولی همین الان، توی هر شهری، شرکت‌ها و کارگاه‌هایی هستن که دارن فعالیت می‌کنن و موفق می‌شن. آدم‌های زیادی رو می‌شناسیم که شرافتمندانه کار کردن، موفق شدن و حتی خیلی از پولی که به‌دست آوردن رو صرف کارهای خیر می‌کنن. مثلا مدرسه یا بیمارستان می‌سازن. فقط لازمه یه‌خرده خوش‌بین‌تر و مثبت‌نگرتر باشیم و به‌جای اینکه فقط سیاهی‌ها رو ببینیم، واقعیتِ موفقیت‌های اطرافمون رو هم ببینیم.

از ذهن تا عمل

در نهایت، نوشتن اهداف، انتخاب کلمات و تمرین‌های ذهنی قرار نیست جای عمل رو بگیرن. ذهن می‌تونه نقطه‌ی شروع باشه، نوشتن می‌تونه خواسته‌ها رو روشن و منظم کنه، اما چیزی که یک ایده رو از ذهن به زندگی واقعی میاره، اقدام و ادامه دادن در دنیای واقعی هست. لازم نیست از همون اول همه‌چیز رو بدونید یا مطمئن باشید که هدفی که امروز نوشتید، تا چند سال آینده هم همون هدف باقی می‌مونه. مهم اینه که خواسته‌هاتون رو بشناسید، اون‌ها رو روی کاغذ بیارید، هر جا لازم بود تغییرشون بدید و بعد برای نزدیک شدن بهشون قدم‌های واقعی بردارید.

منابع

KFC، تاریخچه‌ی رسمی Harland Sanders و شکل‌گیری فرنچایز KFC. والمارت، زندگی و مسیر کاری سم والتون و افتتاح نخستین شعبه والمارت در سال ۱۹۶۲.

موفقیتعبارات تاکیدیخودتاییدی

مطالب مرتبط

دیدگاه و گفت‌وگو

دیدگاهتان را بنویسید یا درباره این مطلب سؤال بپرسید.

برای ارسال نظر یا سؤال ابتدا وارد شوید یا ثبت‌نام کنید.