پول و زندگی › موفقیت و رشد فردی
قانون خلاء چیست؟ رها کردن چیزهای قدیمی و باز کردن جا برای تغییر
قانون خلاء ایدهای در رشد فردی درباره رها کردن وسایل، عادتها، افکار و روابطی است که دیگر به کارمان نمیآیند. در این مقاله توضیح میدهیم که چطور میتوان بدون افراط، برای تغییر و تجربههای تازه جا باز کرد.
تا حالا شده یه گوشه از خونهتون رو نگاه کنید و حس کنید یه چیزی اونجا داره خفهتون میکنه؟ نه اینکه کثیفه، فقط چون اونجاست. کهنهست. دیگه بهش نیاز ندارید، ولی هنوز نگهش داشتید. این حس، دقیقا از همونجایی میآد که این قانون ازش حرف میزنه.
قانون خلاء چیست؟
این قانون میگه: کهنه و قدیمی رو رها کن، ازش خلاص شو، دورش بریز، تا چیزهای جدید و تازه به زندگیت فراخوانده بشن. البته قانون خلاء یک قانون علمی نیست و بیشتر بهعنوان یک ایده در حوزه رشد فردی مطرح میشه. مثل چی؟ مثل رهایی از افکار و باورهای منفی، مثل یکسری اشیا و وسایلی که کهنه و قدیمی شدن، یا آدمها و روابطی که تاثیر منفی روی زندگیمون دارن.
در کل، این قانون میگه چیزهایی که قبلا ازشون استفاده میکردیم و الان دیگه قابلاستفاده نیستن، یا چیزهایی که خریدیم و یک بار هم استفاده نکردیم و بلااستفاده موندن رو یا دور بریزیم یا به دیگران ببخشیم، تا جا برای چیزهای جدیدتر و تازهتر باز بشه.
در واقع، ایدهی قانون خلاء اینه که وقتی چیزهای اضافی رو کنار میذاریم، برای چیزهای تازه جا باز میکنیم. چیزهایی که نمیخوایم چیان؟ افکار منفی، وسایل کهنه و قدیمی، احساسات دستوپاگیر، دوستان بدبین و منفینگر، خاطرات تلخ. منظور اینه هر چیزی که دستوپاگیره و جلوی پیشرفت رو گرفته، اون رو رها کنیم.
تفاوت صرفهجویی با خساست
یه عادت جالب که بعضیها دارن اینه که یه چیزی رو مثلا بیست سال نمیپوشن، ولی دورش هم نمیندازن، چون فکر میکنن این نشونهی آدم تمیز و خوشسلیقه و صرفهجو بودنه. البته تمیزی و خوشسلیقگی و صرفهجویی، در جای خودش صفات پسندیده و خوبی هستن، اما به نظرم بعضی افراد اینقدر دقت و مراقبت از لباسها و اشیا به خرج میدن که مبادا یه روز مجبور بشن پول خرج کنن و برن دوباره بخرن. اگه شما هم همچین ویژگی شخصیتی دارید، پیشنهاد میکنم یهخرده روی این موضوع تامل کنید و ببینید واقعا صرفهجویی میکنید یا از خرجکردن میترسید.
چیزی که رنگ کهنگی روش نشسته و بیمورد و بیکاربرد جایی از خونهتون رو گرفته، میتونید دورش بریزید یا به کسی ببخشید. وسایل داخل خونه گاهی با خاطرات و تجربیات ما گره میخورن و دیدنشون میتونه اون خاطرات رو دوباره زنده کنه. برای همین میگم برای تغییر توی زندگی، خودتون رو از شر وسایل و اشیایی که دیگه کاربردی توی زندگیتون ندارن رها کنید.
این قانون شامل وسایل کاربردی نمیشود
البته دقت کنید این حرف مربوط به اشیای کاربردی نیست. خودم وقتی میخوام برم خونهی جدید بگیرم، اولین کاری که میکنم اینه که یهسری ابزار کاربردی مثل چکش و پیچگوشتی تهیه میکنم. اگه توی انبارتون چکش و تیشه دارید که چند سال ازش استفاده نکردید، قانون خلاء به این معنی نیست که این چیزها رو دور بریزید. منظور اشیایی هست که جزو وسایل کاربردی و ماندگار نیستن. مثلا یه تلویزیون یا رادیوی خیلی قدیمی که دیگه اصلا کاربرد نداره و هر بار دیدنش حس بدی بهتون میده، این رو بهتره یا دور بریزیم یا به کسی ببخشیم. ترجیحا اگه در حد نوئه، به کسی که واقعا بهش نیاز داره ببخشیم.
بعضی وسایل واقعا انرژی آدم رو هدر میدن. مثلا تلویزیونمون خیلی قدیمی شده، با اینکه پول داریم و میتونیم راحت یه مدل جدیدتر بخریم، باز مقاومت ذهنی داریم که برای راحتی و آسایش و لذت خودمون هزینه کنیم. این چیزها بستگی به میزان هزینهها و سطح درآمدتون داره، قرار نیست وسایل سالم رو بیدلیل دور بریزیم، ولی قرار هم نیست وقتی توان مالی داریم همیشه رفاه خودمون رو عقب بندازیم.
دوستان و افکار منفی
یه نکته که به نظرم خیلی مهمه اینه که یهسری آدمها، دوستان و افرادی دور و بر همهمون هستن که نگاه بدبینانه و منفی به زندگی دارن و ارتباط باهاشون دائما با قضاوت، تحقیر یا ناامیدکردن همراهه. از این افراد فاصله بگیرید یا برای رابطهتون حد و مرز مشخص کنید. بذارید به زندگی خودشون برسن و براشون آرزوی خیر و خوشبختی کنید.
وقتی وسیلهای شما را به رابطهای تمامشده وصل میکند
مخصوصا اگه با یه نفر رابطهتون کاملا بههم خورده و فیصله پیدا کرده (مثلا به جدایی کشیده شده)، ممکنه بعضی خاطرهها و وسایل مربوط به اون رابطه هر بار احساساتتون رو دوباره درگیر کنن. لازم نیست حتما همهچیز رو دور بریزید، ولی چیزهایی که دائما حالتون رو بههم میزنن میتونید از جلوی چشم بردارید یا وقتی آماده بودید، ازشون دل بکنید.
فقر و ثروت؛ یک وضعیت ذهنی
فکر میکنم نوع نگاه ما به پول خیلی مهمه. البته فقر و ثروت فقط نتیجه ذهنیت نیست، ولی افکار و باورهای ما میتونن روی رفتار و تصمیمهای مالیمون اثر بذارن.
از دوران نوجوانی تا بعد از سربازی، من خودم این تجربه رو دیدم: یهسری آدم از نظر مالی و سبک زندگی، واقعا فقیر و بدبخت نبودن، زندگی معمولی داشتن، ولی فکرشون این بود که ندار و بدبختن. این با یه آدم کارمند که حقوقی داره، زندگیش میچرخه، بچهشو مدرسه و دانشگاه میفرسته، هزینههای زندگیشو میده اما خونه و ماشین نمیخره، فرق داره. منظورم اون کارمند نیست. منظورم آدمهایی هستن که با وجود داشتن امکانات معمول زندگی، دائما احساس نداری میکنن.
به نظرم این تفاوت مهمه: ممکنه آدم پول داشته باشه، ولی هیچوقت به خودش اجازه نده از بخشی از اون برای کیفیت زندگی امروز استفاده کنه. توی مسیر موفقیت و ثروتمندی، لذتبردن از زندگی حتی توی امور جزئی و روزمرهای که خیلی بیاهمیت به نظر میرسن هم مهمه. ببینید چه چیزهایی در زندگیتون فقط از روی عادت باقی موندن و دیگه واقعا به دردتون نمیخورن.
مطالب مرتبط
دیدگاه و گفتوگو
دیدگاهتان را بنویسید یا درباره این مطلب سؤال بپرسید.
برای ارسال نظر یا سؤال ابتدا وارد شوید یا ثبتنام کنید.