پول و زندگیموفقیت و رشد فردی

چرا استرس، بی‌انگیزگی و نداشتن تصویر روشن از هدف، مانع پیشرفت مالی می‌شن؟

تصویرسازی ذهنی یعنی چیزی که می‌خوایم، رویا یا آرزویی که داریم رو توی ذهنمون مجسم کنیم و قدم‌به‌قدم به سمتش حرکت کنیم.

بهرام نصیری· 5 دقیقه مطالعه· 5 شهریور 1405

یکی از معضلات اصلی که باعث می‌شه خیلی از عزیزان نتونن به سمت موفقیت حرکت کنن، استرسه. توی وضعیت اجتماعی این سه-چهار سال گذشته، یک‌سری تحولات اقتصادی و تورم شدید داشتیم که باعث شده خیلی از افراد دچار اضطراب و نگرانی بشن. حالا هر کاری بخوان انجام بدن از ایجاد یا گسترش کسب‌وکار گرفته تا شروع یه شغل جدید یا تغییر شغل، این استرس میاد سراغشون و نیرو و انرژی‌شون رو برای فعالیت و تکاپو می‌گیره.

وقتی این تنش و اضطراب توی ذهن، روح و بدنمون ذخیره بشه، اصلا اجازه‌ی تصمیم‌گیری درست بهمون نمی‌ده. تصمیمی هم که تحت تاثیر هیجانات بگیریم، ممکنه خیلی احمقانه باشه. مثلا می‌ترسیم قیمت ارز بره بالا، بشه ۲۵۰ هزار تومن، همین ترس باعث می‌شه یه تصمیم عجولانه بگیریم و یه خریدی انجام بدیم. بعد ببینیم ارز از ۲۵۰ هزار تومن شده ۲۰۰ هزار تومن و متضرر بشیم. این‌جوری نگرانی و تنش باعث می‌شه تصمیم‌هامون بر اساس واقعیت‌های روزانه، دانش مالی یا معیارهای اقتصادی نباشه.

نکته خنده‌دارش شاید اینه که تصمیم‌مون توی شرایط بحرانی و ابرتورم رو اگه بلندمدتی نگاه کنیم معمولا درسته، اما کوتاه‌مدتی چون نوسان شدید قیمت داریم ممکنه احساس حماقت کنیم و فکر کنیم تصمیم اشتباه گرفتیم. مثلا دو سه سال گذشته، هر خریدی در بالاترین قیمت‌های اون موقع انجام می‌دادین، کوتاه مدتی به خاطر نوسانات فکر می‌کردین تصمیم اشتباه گرفتین، اما الان چی؟ اون قیمت‌ها الان رویاست. دلار ۲۰ هزار تومانی، ۳۵، ۵۰، ۹۰ و حتی ۱۵۰ هزار تومان یه روزی اوج قیمت‌ها بوده، الان اقتصاد و تحولات باید کن‌فیکون بشه و هزار تا خبر مثبت بیاد که رنگ قیمت ۱۵۰ هزار تومان رو ببینیم.

ریشه‌ی این استرس؛ ترس از فقر

فقر و ناداری یکی از ریشه‌ای‌ترین و اصلی‌ترین عوامل ناامیدی، افسردگی، سرخوردگی و یاس اجتماعیه و در بیشتر جوامع این موضوع، زمینه‌ساز اصلی مشکلات خانوادگی و اجتماعیه. نگرانی از شکست‌های احتمالی مالی و اقتصادی، از دست‌دادن شغل، کم‌شدن درآمد، بی‌کاری، نداشتن تخصص، نداشتن آینده‌ی شغلی مربوط به رشته‌ی تحصیلی و موارد این‌چنینی زمینه‌ساز ترس فرد از فقر و ناداری می‌شن. علاوه بر این‌ها، دست و پنجه نرم‌کردن اعضای خانواده یا والدین با فقر و نداری و یا ناتوانی فرد در کم‌کردن فشار مالی و حل‌کردن مشکلات اقتصادی والدین هم، یکی از دلایل اصلی ترس فرد به‌شمار می‌ره. روشنه کسانی که از سطح رفاه اقتصادی خوبی برخوردارن یا مشکلات اقتصادی خاصی ندارن، این نوع ترس به‌سراغشون نمیاد یا کمتر میاد.

فقر و ناداری، یکی از دلایل اصلی کش‌مکش‌ها و مشاجره‌های خانوادگی هم به‌شمار می‌روه. این کش‌مکش‌ها، شیرازه خانواده رو از هم می‌پاشه و ترس از جدایی در بین اعضای خانواده، یکی از مهم‌ترین عوامل به‌وجود آمدن ترس در افراد می‌شه؛ چه برای فرزندانی که نگران جدایی والدین خودشونن و چه برای والدینی که نگران جدایی و مشکلات اقتصادی و معیشتی فرزندانشون هستن. نکته اصلی در این‌گونه کش‌مکش‌ها اینه که، در بیشتر مواقع به جدایی ختم نمی‌شن و فرد شاهد و ناظر روند طولانی‌مدت کش‌مکش‌ها در طول زندگی خودشه. این روند طولانی‌مدت، در هر زمان و هر مکانی، ترسش رو تشدید می‌کنه و نگران‌‌ترش می‌کنه. یعنی ترسی که همیشه با فرد همراهه و نه تنها درد فقر و ناداری رو درمان نمی‌کنه، بلکه به بیشتر شدن مشکل‌ها و عدم موفقیت‌ها دامن می‌زنه و فرد هر بار شکست‌های جدیدتری رو تجربه می‌کنه؛ چون که ترس از شکست مالی و اقتصادی و عدم تمکن مالی، قدرت مانور فرد رو در ایجاد شغل جدید یا گسترشش کم می‌کنه و موفقیت فرد کمتر می‌شوه.

راه بیرون آمدن؛ پشتکار به‌جای انتظار برای انگیزه

انگیزه، اشتیاق و امید رو خیلی وقت‌ها باید خودمون ایجاد کنیم. با چه کاری؟ با نکردن کارهایی که انرژی‌مون رو از بین می‌بره. مثلا روزی چند ساعت رو مبل لم می‌دیم، سیگار می‌کشیم، یا به خاطرات عشقی، شکست مالی چند ماه پیش یا پولی که تو بازار ارز و بورس از دست دادیم فکر می‌کنیم. بعد توقع داریم زندگی‌مون خودبه‌خود تغییر کنه.

چیزی که ما رو به سمت موفقیت و ثروت می‌بره، اول پشتکار و تلاشه: باید از اون مبل بلند شیم، شکست‌های مالی گذشته رو نادیده بگیریم، امید و انگیزه رو در خودمون بسازیم و قدم‌به‌قدم به سمت موفقیت حرکت کنیم. حتما می‌گی وضع خرابه، اقتصاد فروپاشیده، بیکاریم یا هر چیزی. اینا رو همه می‌دونیم. یه سری چیزها خارج از اراده و کنترلمونه. کار خاصی هم نمیشه کرد. ما اون چه که توانش رو داریم یا می‌تونیم کنترلش کنیم رو انجام می‌دیم.

تصویرسازی ذهنی؛ نقشه‌ای برای همان قدم‌ها

تصویرسازی ذهنی یعنی چیزی که می‌خوایم، رویا یا آرزویی که داریم رو توی ذهنمون مجسم کنیم و قدم‌به‌قدم به سمتش حرکت کنیم.

مثل اینه که یه بوم نقاشی خالی جلوتونه. می‌خواید مثلا منظره‌ی یه طبیعت یا یه خونه‌ی ویلایی رو بکشید. از جزئیات شروع می‌کنید و کم‌کم، شاید طی چند روز، شکل می‌گیره. وقتی نقاشی کامل می‌شه، یعنی همون تصویری که توی ذهنتون بود، حالا روی بوم و در واقعیت پیاده شده. تصویرسازی ذهنی هم دقیقا همینه.

پس مسیر از اینجا شروع می‌شه: اول باید بفهمیم استرس مالی‌مون از کجا می‌آد که بیشتر از همون ترس ریشه‌ای فقر میاد، بعد به‌جای منتظر موندن برای یک انگیزه‌ی ناگهانی، با پشتکار از جا بلند بشیم و بعد با تصویرسازی ذهنی، مسیر روشنی برای همون قدم‌ها ترسیم کنیم و به سمت اون اهداف حرکت کنیم. منظورمون اصلا این نیست، خونه رو توی ذهن تصور کنی، بعد خونه جذب بشه. از تهران می‌خوای بری شیراز، شیراز رو هدف یا مقصد قرار می‌دی، بعد مسیرهاش رو توی نقشه نگاه می‌کنی، هتل یا خونه میگیری و ماشین رو سرویس می‌کنی راه می‌افتی می‌ری شیراز. همینطوری که بی‌هدف راه نمی‌افتی بری یه جایی. تصویرسازی یعنی همین. نه خیالات و وهم و تفکرات رویاگونه.

موفقیتآرامش ذهنآرامشرضایت درونی

مطالب مرتبط

دیدگاه و گفت‌وگو

دیدگاهتان را بنویسید یا درباره این مطلب سؤال بپرسید.

برای ارسال نظر یا سؤال ابتدا وارد شوید یا ثبت‌نام کنید.