پول و زندگیاقتصاد شخصی

استقلال مالی زنان؛ چرا اهمیت دارد؟

استقلال مالی زنان فقط به معنی داشتن درآمد نیست؛ درباره‌ی توانایی تامین نیازهای مالی، پس‌انداز، تصمیم‌گیری و داشتن آزادی عمل بیشتر در مسیر زندگی است.

بهرام نصیری· 8 دقیقه مطالعه· 27 شهریور 1405

استقلال مالی یکی از اون موضوع‌هایی‌ست که شاید در نگاه اول فقط به پول درآوردن ربط داشته باشه، اما وقتی دقیق‌تر نگاه کنیم، می‌بینیم ریشه‌ی خیلی از مسائل مهم زندگی زنان، از کیفیت رابطه‌ی زناشویی گرفته تا اعتمادبه‌نفس، آرامش روانی و حتی امنیت دوران کهن‌سالی به همین یک موضوع برمی‌گرده. در این مقاله می‌خوایم ببینیم استقلال مالی دقیقا چه تفاوتی توی زندگی یک زن ایجاد می‌کنه، وابستگی مالی چه مشکلاتی رو به همراه داره، و کار کردن چه مزایایی فراتر از خود پول برای زنان داره.

چرا استقلال مالی اهمیت دارد

زمانی که یک زن استقلال مالی داره، نسبت به زنان دیگه یه امتیاز اساسی داره: آزادی عمل خیلی بیشتری داره و به قول عامیانه، خدای خودشه.

اولین مزیت استقلال مالی برای یک دختر یا زن اینه که به‌خاطر پول ازدواج نمی‌کنه. ازدواج به‌خاطر پول و درآمد کافی شوهر، یکی از مهم‌ترین مسائلی هستش که زنان و دختران توی کل دنیا باهاش دست‌به‌گریبانن و باعث خیلی از مشکلات زناشویی می‌شه، چون یه شخصیت وابسته به شوهر شکل می‌گیره که همیشه باید حرف‌شنو باشه، برای هر هزینه‌ای ممکنه دستش دراز باشه و برای نیازهای اساسی زندگیش منت بکشه. وقتی استقلال مالی دارید، دیگه نیازی نمی‌بینید که برای نیازهای اساسی یا هزینه‌های روزمره‌تون به درآمد شوهرتون تکیه کنید؛ خودتون نیازهای مالی خودتون رو تأمین می‌کنید.

دومین مزیت اینه که با داشتن استقلال مالی، اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفستون هم بالا می‌ره. یه زن یا دختری که تونسته به استقلال مالی برسه، مطمئنا همین‌جوری پول یا امکانات مالی دستش نرسیده، مسیر سخت و دشواری برای رسیدنش طی کرده و توی این مسیر صدها یا شاید هزاران تجربه کسب کرده که روی قدرت تصمیم‌گیری، عزت‌نفس، قدرت اراده، اقتدار شخصی و بی‌نیازیش تاثیر مثبت گذاشته. از نگاه یه مرد هم اگه بخوایم نگاه کنیم، زنانی که استقلال مالی دارن، شخصیت‌های قابل‌احترام‌تری‌ان؛ چون زنی که استقلال مالی داره، توی خیلی از زمینه‌ها قدرت، اراده، هدف و نظم خاصی داره و این پتانسیل‌ها رو توی زمینه‌ی مالی هم نشون می‌ده.

البته منظورم بیشتر اون دسته زنانیه که خودشون زحمت می‌کشن یا خودشون کاری برای درآمدزایی ایجاد می‌کنن؛ نه زنانی که ارثی بهشون رسیده یا همسرشون وضع مالی خیلی خوبی داره.

یکی رو می‌شناسم که وقتی تحصیلاتش تموم شد، سریع رفت استخدام شد، با کوششی که داشت ارتقای شغلی گرفت و کم‌کم درآمدشو خیلی بیشتر کرد. به‌طوری که الان کل نیازهای مالی خودشو تامین می‌کنه. شوهرش هم کارمنده و درآمد خوبی داره، اما توی خیلی از نیازهای اساسی زندگیشون، توانایی مالی خیلی بالایی داره و توی هر تصمیمی، از خرید خونه گرفته تا خرید ماشین و ملک، نقش اساسی داره. یه‌جورایی می‌شه گفت مرد خانواده همین زنه و خوشبختانه زندگی مرفه و خوبی هم دارن.

جالبه که همین آدم چندتا هم‌کلاسی داشته که همون تخصص و تحصیلات رو داشتن، ولی بعد از ازدواج هیچ کار خاصی انجام ندادن و کل زندگیشون شده تربیت بچه و وابستگی شدید مالی به شوهرشون. بعضی از این زن‌ها به مشکلات مالی خیلی زیادی برمی‌خورن و کوچک‌ترین نیازهای روزمره‌شونو باید با کلی جنگ‌ودعوا تامین کنن و اگه بخوان جدا هم بشن، توان مالی کافی برای سرپا‌ایستادن رو ندارن. نهایتا کارشون به این می‌رسه که بعد از چند روز، دوباره برمی‌گردن سر خونه‌زندگیشون و همون شرایط عذاب‌آور رو تحمل می‌کنن.

زندگی زیر سایه‌ی وابستگی مالی، چند مشکل واقعی

یکی از اصلی‌ترین مشکلاتی که زنان و دخترها توی جامعه‌ی ما باهاش دست‌به‌گریبانن، اینه که اصلا به پس‌انداز کردن، کسب درآمد و سرمایه‌گذاری توجهی ندارن و فکر می‌کنن این موضوعات مخصوص دنیای مردانه‌ست. تا وقتی دخترن، فکر می‌کنن وظیفه‌ی پدر و مادرشونه که ازشون محافظت کنن و هزینه‌شونو بدن. وقتی هم ازدواج می‌کنن، فکر می‌کنن وظیفه‌ی شوهرشونه که هزینه‌هاشونو بده و نیازهای مالیشونو تامین کنه. البته شوهری که مرفه باشه و بتونه نیازهای خانواده رو تامین کنه خیلی هم خوبه، اما در اکثر مواقع این تامین مالی از طرف شوهر، به قیمت از‌بین‌رفتن استقلال شخصی زن، نیازمند‌شدن همیشگی‌اش و پایمال‌شدن حق‌وحقوقش تموم می‌شه.

یه مشکل دیگه که خیلی از زنان و مخصوصا دخترها دارن اینه که فقط در حدی کار می‌کنن که بتونن نیازهای اولیه‌ی خودشونو (مثلا لباس) تامین کنن و هیچ برنامه‌ای برای موفقیت، ثروتمندشدن یا استقلال مالی ندارن. وقتی این‌ها کارشونو از دست بدن، دوباره مجبور می‌شن دنبال یه کار دیگه بگردن یا با کم‌شدن درآمدشون دوباره سربار والدینشون بشن.

یه مشکل مهم دیگه اینه که خیلی از زنانی که ازدواج کردن یا بچه‌دار شدن، وقتی استقلال مالی ندارن، مجبور می‌شن توی یه ازدواجی که دوستش ندارن یا مشکلات زیادی توش دارن بمونن. چون به‌خاطر نداشتن استقلال مالی، همچنان تن به خواسته‌های شوهرشون می‌دن و یه زندگی عذاب‌آور رو تحمل می‌کنن، حتی اگه با رفتارهای تحقیرآمیز یا خیانت هم روبه‌رو بشن. دلیلش ساده‌ست: چون توان مالی جدا‌شدن و تشکیل یه زندگی مستقل رو ندارن.

یکی از مشکلات مهم دیگه، تاثیریه که این وضعیت روی رشد و تربیت فرزندان می‌ذاره. شاید شما هم دیده باشید که یه‌سری زنان صرفا به‌خاطر آینده‌ی بچه‌هاشون توی زندگی زناشویی می‌مونن، در حالی که سال‌هاست حتی یه جمله‌ی محبت‌آمیز هم بین اون‌ها و شوهرشون رد‌وبدل نمی‌شه و هیچ ارتباط روحی و عاطفی‌ای بینشون نیست. بعضی‌ها حتی یه دقیقه هم نمی‌تونن شوهرشون رو تحمل کنن، ولی به‌خاطر بچه‌هاشون که سنشون کمه، همچنان توی اون رابطه می‌مونن و زیر فشار عصبی زیادی زندگی می‌کنن؛ چون فکر می‌کنن اگه جدا بشن، از پس هزینه‌های بچه‌هاشون برنمیان. که واقعا هم همین‌طوره، چون هیچ‌وقت برنامه‌ای برای رشد مالی خودشون یا رسیدن به استقلال مالی نداشتن.

نکته‌ی جالب اینه که نگرانی درباره‌ی تربیت و نگهداری فرزندان، یکی از دلایل اصلی مخالفت بعضی‌ها با کار‌کردن زنانه؛ چون فکر می‌کنن زن شاغل کمتر به بچه و خانواده اهمیت می‌ده یا وقت کافی نداره.

یه مشکل دیگه که خیلی از زنان باهاش دست‌به‌گریبانن اینه که کسب درآمد و استقلال مالیشون، استخوان توی گلوی شوهرشون می‌شه؛ خیلی از مردا از استقلال مالی زنشون می‌ترسن و فکر می‌کنن قدرت مردانگیشون زیر سوال می‌ره. البته توی دنیای امروز، خوشبختانه استقلال مالی زنان برای اکثریت مردها قابل‌ستایشه و پیشرفت خانواده رو بیشتر می‌کنه؛ مخالفت با کار‌کردن زنان بیشتر بین اون دسته از مردانی دیده می‌شه که تفکرات خیلی سنتی دارن، یا فکر می‌کنن وضع مالیشون آن‌قدر خوبه که نیازی به کار‌کردن زن نمی‌بینن.

یه مشکل خیلی مهم دیگه که آینده‌نگری می‌خواد، اینه که وقتی زنی به سن میانسالی یا کهنسالی می‌رسه و استقلال مالی نداره، به‌ویژه موقع تقسیم ارث، به مشکلات زیادی برمی‌خوره. فرض کنیم زنی که حتی همسر وفادار و زحمت‌کشی هم داشته، توی مثلا پنجاه‌سالگی شوهرشو از دست می‌ده. خیلی وقت‌ها دیده یا شنیده شده که بلافاصله بچه‌ها دست‌به‌کار می‌شن، ارث رو تقسیم می‌کنن و به همسر (که مادرشونه) چیز خاصی نمی‌رسه، یا اگه هم چیزی برسه، چون این زن توی زندگیش شخصیت وابسته به شوهرش بوده و هیچ‌وقت درآمد، بیمه یا مستمری خاصی برای خودش نداشته، به مشکل برمی‌خوره و در بدترین حالت، ممکنه گیر فرزندان ناخلف بیفته و باقی‌مانده‌ی عمرشو توی خونه‌ی سالمندان بگذرونه.

از طرف دیگه، اگه گیر شوهری بیفته که کنترل‌گر، محدودکننده یا خسیسه، برای چنین زنی زندگی‌کردن به‌مراتب سخت‌تره. این مدل برخورد مردها بیشتر به‌خاطر ناتوانی مالی زنشونه؛ همین مردها اگه با زنی ازدواج کنن که شغل، کاسبی و استقلال مالی داره، خیلی وقتا این رفتارهای کنترل‌گرانه اصلا بروز پیدا نمی‌کنه. یعنی این یه نکته‌ی اساسیه که باید بهش دقت کنید: کنترل‌گری یا حسادت افراطیِ شوهر، خیلی وقتا ریشه‌اش دقیقا همین ضعف مالیِ زنه.

وقتی زنان کار می‌کنند؛ مزایای فراتر از پول

یکی از نکات جالب و مثبت برای زنان شاغل و کسانی که استقلال مالی دارن، اینه که توی رابطه‌ی زناشویی معمولا یه گفت‌وگوی خوب و مشترک بینشون شکل می‌گیره؛ چون زنی که کار می‌کنه، مسائل کاری و مالی زیادی رو تجربه می‌کنه و گفت‌وگو درباره‌شون می‌تونه کانون خانواده رو گرم نگه داره و رابطه رو از سردی بلندمدت دور کنه.

علاوه بر این، زنی که توی اجتماع کار می‌کنه، دیدش گسترده‌تر می‌شه، اطلاعات و آگاهی بیشتری کسب می‌کنه و اگه این آگاهی رو برای خانواده هم استفاده کنه، می‌تونه توی تربیت فرزندان خیلی مفید باشه. همین آگاهی و تجربه‌ی بیشتر، رضایت درونی زن رو هم بالا می‌بره؛ حس خوبیه که آدم بدونه توی اجتماع مفیده، می‌تونه کارهای زیادی انجام بده و مشکلات مردمو حل کنه.

بر اساس چیزی که خودم توی این سال‌ها دیدم (نه ادعای پژوهشی، صرفا تجربه‌ی شخصی) به نظرم زنانی که فعال و شاغلن، معمولا روحیه‌ی بهتری دارن و فشارهای ذهنی کمتری رو تجربه می‌کنن. البته این به این معنی نیست که هر شغلی همین اثر رو داره؛ بعضی شغل‌ها مثلا کارهای پشت میزی و کم‌تحرک خودشون می‌تونن باعث مشکلات جسمی دیگه‌ای بشن. اما در کل، به نظرم زنان شاغل از نظر روحی وضعیت بهتری دارن.

جمع‌بندی

استقلال مالی چیزی فراتر از خودکفایی اقتصادیه. روی نحوه‌ی انتخاب همسر، کیفیت رابطه، اعتمادبه‌نفس، تربیت فرزندان و حتی امنیت دوران سالمندی اثر می‌ذاره. رسیدن به این استقلال یک مسیره، نه یه اتفاق و بخش بزرگی از این مسیر، شناخت خود واقعی‌تون و اعتماد به توانایی‌هاتونه، پیش از هر برنامه‌ریزی مالی.

اگه دوست دارید این مسیر شناخت خود رو عمیق‌تر شروع کنید، دوره‌ی خودشناسی زنان با کهن‌الگوهای یونگی می‌تونه نقطه‌ی شروع خوبی باشه؛ سفری به عمق شخصیت زنانه از دریچه‌ی روان‌شناسی یونگ.

مدیریت پولسرمایه‌گذاریموفقیتمادریرابطه مادر و فرزند

مطالب مرتبط

دیدگاه و گفت‌وگو

دیدگاهتان را بنویسید یا درباره این مطلب سؤال بپرسید.

برای ارسال نظر یا سؤال ابتدا وارد شوید یا ثبت‌نام کنید.