پول و زندگی › اقتصاد شخصی

چرا درآمد بیشتر به‌تنهایی امنیت مالی و ثروت نمی‌سازد؟

درآمد بیشتر می‌تواند وضعیت مالی ما را بهتر کند، اما به‌تنهایی ثروت و امنیت مالی نمی‌سازد. مهم این است که چقدر از درآمدمان باقی می‌ماند، چطور هزینه و بدهی را مدیریت می‌کنیم و برای آینده چه چیزی می‌سازیم.

بهرام نصیری· ۱۱ دقیقه مطالعه· ۶ مهر ۱۴۰۵

خیلی وقت‌ها وقتی درآمدمون جوابگوی زندگی نیست، اولین چیزی که به ذهنمون می‌رسه اینه که باید بیشتر کار کنیم. ساعت کاری رو زیاد می‌کنیم، اضافه‌کاری می‌ریم یا دنبال یک کار دیگه می‌گردیم که باز هم در ازای ساعت کاری بیشتر، پول بیشتری بگیریم. ولی یک جایی باید از خودمون بپرسیم: آیا فقط بیشتر کار کردن راه‌حل ماست؟

ممکنه کسی روزی ساعت‌های زیادی کار کنه و واقعا هم آدم پرتلاشی باشه، ولی بعد از چند سال هنوز تقریبا در همون شرایط مالی قبلی باشه، چون درآمدش کاملا به زمانی وابسته است که برای کار می‌ذاره؛ اگر کار نکنه، درآمد هم متوقف می‌شه. از سوی دیگه، کار کردن بیش از حد می‌تونه انرژی آدم رو بگیره. وقتی تمام روز و تمام هفته درگیر کار باشیم، ممکنه دیگه وقتی برای یاد گرفتن مهارت جدید، فکر کردن به فرصت‌های بهتر یا ساختن یک منبع درآمد دیگه باقی نمونه. پس شاید پرسش بهتر این نباشه که «چطور بیشتر کار کنم؟» بلکه این باشه که «چطور بخشی از زمانی که دارم رو صرف کاری کنم که در آینده درآمدم رو قابل‌گسترش‌تر کنه؟»

لازم نیست شغلتون رو ول کنید تا درآمدتون رو بیشتر کنید

وقتی درباره کسب‌وکار یا درآمد مستقل حرف می‌زنیم، بعضی‌ها فکر می‌کنن یعنی همین فردا استعفا بدن و یک شرکت راه بندازن. اصلا منظور این نیست. برای خیلی‌ها، شغل ثابت انتخاب منطقی‌ایه؛ درآمد نسبتا قابل‌پیش‌بینی داره و ممکنه خود فرد هم کارش رو دوست داشته باشه. از طرف دیگه، راه‌اندازی کسب‌وکار ریسک داره و ممکنه حتی باعث ضرر مالی بشه.

اما می‌شه در کنار شغل فعلی، آروم‌آروم یک مهارت یا منبع درآمد دیگه ساخت. شاید روزی نیم ساعت، یک ساعت یا چند ساعت در هفته وقت بذارید و چیزی رو یاد بگیرید که بعدها بتونه براتون درآمد ایجاد کنه. لازم نیست از اول یک کسب‌وکار بزرگ باشه؛ شاید یک مهارت تخصصی، آموزش، فروش یک محصول، فعالیت اینترنتی یا کاری باشه که در مقیاس خیلی کوچک شروعش می‌کنید. اگر بعد از چند سال اون فعالیت رشد کرد و درآمد مناسبی ایجاد کرد، اون موقع قدرت انتخاب بیشتری دارید؛ شاید همچنان شغل فعلی‌تون رو نگه دارید و شاید هم کم‌کم بخش بیشتری از وقتتون رو به کار جدید اختصاص بدید. نکته مهم اینه که اول پل جدید رو بسازید، بعد درباره ترک پل قبلی تصمیم بگیرید.

درآمد بالا با ثروت یکی نیست

یکی از باورهای غلطی که ممکنه داشته باشیم اینه که فکر می‌کنیم اگر درآمدمون بره بالا، خودبه‌خود جزو ثروتمندان می‌شیم. اما درآمد و ثروت یک چیز نیستن. درآمد پولیه که در یک بازه به دست می‌آریم؛ ثروت خالص، ارزش دارایی‌هامونه بعد از کم‌کردن بدهی‌هامون. بنابراین اگر هم‌زمان با افزایش درآمد، هزینه و بدهی هم بالا بره، ممکنه پول بیشتری به دست بیاریم، ولی پشتوانه مالی بیشتری نساخته باشیم.

فرض کنید کسی ناگهان مبلغ بزرگی به دست میاره و بدون برنامه چند خرید بزرگ انجام می‌ده؛ مثلا یک ماشین گرون یا خونه‌ای خیلی بزرگ‌تر از نیازش می‌خره. مسئله فقط قیمت خرید نیست، چون نگهداری بعضی دارایی‌ها هم هزینه ایجاد می‌کنه. در نتیجه ممکنه چیزی که در ظاهر نشانه ثروت به نظر می‌رسه، در عمل بخشی از درآمد آینده فرد رو هم مصرف کنه. این مثال نشون می‌ده که رسیدن به ثروت فقط به‌دست آوردن پول نیست؛ مدیریت هزینه، بدهی و تصمیم‌هایی که بعد از به دست آوردن پول می‌گیریم هم اهمیت داره.

عنوان شغلی هم به‌تنهایی تعیین‌کننده نیست. کارمند، صاحب کسب‌وکار و سرمایه‌گذار هیچ‌کدوم فقط به دلیل عنوان شغلی‌شون ثروتمند یا فقیر نمی‌شن. یک کارمند ممکنه به‌مرور پس‌انداز و دارایی بسازه و یک صاحب کسب‌وکار هم ممکنه بدهی زیادی داشته باشه. درآمد بیشتر فرصت ایجاد می‌کنه، اما نتیجه به مخارج ضروری، بدهی، شرایط اقتصادی و تصمیم‌های خود فرد هم بستگی داره.

برای روشن‌تر شدن وضعیت می‌شه درآمد، هزینه‌های ضروری، اقساط، بدهی‌ها و دارایی‌ها رو کنار هم نوشت. اگر دخل به خرج نمی‌رسه، صرفه‌جویی‌های کوچک همیشه کافی نیستن؛ افزایش درآمد یا تغییر بعضی هزینه‌های بزرگ هم ممکنه لازم باشه. بنابراین پرسش اصلی فقط این نیست که چقدر پول وارد زندگی می‌شه؛ باید دید بعد از تعهدات و مخارج، چه چیزی باقی می‌مونه.

درآمد بالا به‌تنهایی به معنی امنیت مالی نیست

ممکنه یک نفر درآمد خیلی خوبی داشته باشه ولی از نظر مالی همچنان آسیب‌پذیر باشه، چون اگر درآمدش کاملا به کار کردن خودش وابسته باشه، با متوقف شدن کار ممکنه بخش بزرگی از درآمدش هم قطع بشه. ورزشکار حرفه‌ای مثال روشنیه: ممکنه چند سال درآمد خیلی خوبی داشته باشه، ولی دوران حرفه‌ای ورزش بالاخره تموم می‌شه. اگر در سال‌های پردرآمد هیچ برنامه‌ای برای بعد از اون نداشته باشه، ممکنه بعداها با مشکل روبه‌رو بشه.

همین موضوع فقط درباره ورزشکار نیست. پزشک، مهندس، هنرمند، متخصص یا صاحب یک کسب‌وکار هم ممکنه درآمد خوبی داشته باشه، ولی تصمیم‌های مالی نامناسبی بگیره. پس فقط نباید بپرسیم «چقدر درآمد دارم؟» باید ببینیم با درآمدی که داریم چه کار می‌کنیم: چه مقدارش خرج می‌شه، چه مقدار برای روز مبادا کنار گذاشته می‌شه، آیا بدهی سنگین داریم، آیا بخشی از درآمدمون رو برای آینده سرمایه‌گذاری می‌کنیم و اگر چند ماه نتونیم کار کنیم چه اتفاقی می‌افته؟

درآمد فقط یکی از اجزای وضعیت مالیه. نحوه خرج کردن، بدهی، پس‌انداز، سرمایه‌گذاری و میزان وابستگی ما به یک منبع درآمد هم در امنیت مالی نقش دارن.

فاصله بین درآمد و مصرف مهم است

وقتی می‌گیم پس‌انداز، خیلی‌ها سریع تصور می‌کنن مقداری پول رو کنار بذاریم و بهش دست نزنیم. ولی بخش مهم‌تر ماجرا اینه که مصرف امروز رو کمی کنترل کنیم تا برای آینده قدرت انتخاب بیشتری داشته باشیم. این پول ممکنه بخشی از صندوق اضطراری ما باشه، برای یک هدف مشخص کنار گذاشته بشه یا بعدها، با توجه به شرایط و میزان ریسکی که می‌تونیم بپذیریم، سرمایه‌گذاری بشه. مسئله اینه که تمام درآمدی که وارد زندگی می‌شه همون لحظه تبدیل به مصرف نشه.

اگر هر بار درآمدمون بیشتر شد، هزینه‌هامون هم تقریبا به همون اندازه بالا بره، ممکنه بعد از سال‌ها کار کردن دارایی قابل‌توجهی نداشته باشیم. وقتی درآمد کمه شاید با خودمون بگیم اگر درآمدم دو برابر بشه، حتما مقدار زیادی پس‌انداز می‌کنم؛ اما درآمد بیشتر می‌شه و هم‌زمان خونه، ماشین، لباس، سفر، رستوران و بقیه هزینه‌ها هم تغییر می‌کنن و دوباره آخر ماه چیزی باقی نمی‌مونه.

بالا رفتن سطح زندگی همراه با افزایش درآمد الزاما اشتباه نیست. اگر کسی توان مالی داره و از پولش برای چیزهایی که دوست داره استفاده می‌کنه، این یک انتخاب شخصیه. مسئله زمانی شروع می‌شه که هزینه‌های ثابت و تعهدات ما اون‌قدر بالا برن که دیگه جایی برای پس‌انداز، انعطاف مالی یا مواجهه با اتفاقات غیرمنتظره باقی نمونه؛ یا برای حفظ تصویر یک زندگی گران‌قیمت مجبور بشیم تمام درآمدمون رو خرج کنیم و حتی بدهکار بشیم.

یک پرسش ساده می‌تونه کمک‌کننده باشه: اگر درآمد من برای مدتی ۳۰ یا ۵۰ درصد کمتر بشه، هنوز می‌تونم این سبک زندگی رو بدون بدهکاری ادامه بدم؟ جواب این سؤال ممکنه بیشتر از رقم درآمدمون درباره وضعیت مالی واقعی ما اطلاعات بده.

ثروت فقط عدد حساب بانکی نیست

تا اینجا بیشتر درباره جنبه مالی ثروت حرف زدیم، اما احساس ثروت و توانگری فقط به عدد حساب بانکی محدود نمی‌شه. آدم‌ها هدف‌ها و تعریف‌های متفاوتی از یک زندگی خوب دارن. برای یک نفر خونه‌ای آروم و امن مهمه؛ برای دیگری فرصت سفر و یادگیری، آزادی یا توان حمایت از خانواده. یک نفر اهل آرامش، خلوت، مطالعه و معنویته و یک نفر برون‌گرا و هدف‌محوره و از ساختن کسب‌وکار یا رسیدن به دستاوردهای بیرونی لذت می‌بره.

برای همین خیلی از آموزش‌های موفقیت که یک نسخه رو برای همه می‌پیچن، ممکنه نتیجه خوبی نداشته باشن. هر تکنیکی که یک آدم موفق ارائه می‌ده، لزوما برای همه نتیجه یکسان نداره. شاید بهتر باشه به‌جای تقلید از سبک زندگی دیگران، تعریف خودمون رو از «کافی بودن» پیدا کنیم.

یه جمله‌ای که قبلا زیاد به کار می‌بردم این بود: «پول نوکر ماست؛ ما نوکر پول نیستیم.» پول ابزاری برای رفاه، آرامش، رشد و خدمته، نه اینکه خود آدم تبدیل به ابزار پول بشه. روش پول درآوردن هم بخشی از تعریف ثروته؛ درآمدی که با فریب، آسیب زدن یا سوءاستفاده به دست بیاد، با یک زندگی سالم و رضایت‌بخش هماهنگ نیست. بنابراین قبل از تعیین هدف مالی بد نیست از خودمون بپرسیم: پول قراره کدوم بخش زندگی من رو بهتر کنه؟ چه مقدار برای من کافیه؟ و برای به دست آوردنش حاضر نیستم از کدوم ارزش‌ها عبور کنم؟

هر چیزی که درباره پول شنیدیم الزاما درست نیست

خیلی وقت‌ها از بچگی تصوری در ذهنمون شکل می‌گیره که انگار موفقیت مالی مال یک عده خاصه؛ اونها هوش بیشتری دارن، خانواده بهتری داشتن، سرمایه یا ارتباط داشتن یا چیزهایی می‌دونن که ما نمی‌دونیم. وقتی این طرز فکر سال‌ها با ما بمونه، ممکنه کم‌کم به این نتیجه برسیم که ما جزو اون آدم‌ها نیستیم و بنابراین تلاش برای تغییر وضعیت مالی هم فایده چندانی نداره.

البته شرایط شروع آدم‌ها برابر نیست. یکی سرمایه خانوادگی داره، یکی ارتباطات بیشتری داره، یکی آموزش بهتری دیده و یکی ممکنه با شرایط خیلی سخت‌تری شروع کنه. بعضی‌ها هم واقعا از ارث، رانت یا موقعیت‌هایی برخوردارن که بقیه ندارن. از طرف دیگه، آدم‌های زیادی هم از راه کار، تخصص، کسب‌وکار، خدمات، کشاورزی، فناوری، تجارت و فعالیت‌های مختلف وضعیت مالی خودشون رو بهتر کردن. بنابراین نه می‌شه گفت همه از نقطه یکسانی شروع می‌کنن و نه درسته که فکر کنیم اگر امروز وضعیت مالی خوبی نداریم، هیچ کاری از دستمون برنمیاد.

بعضی جمله‌ها رو اون‌قدر از بچگی شنیدیم که دیگه حتی درباره‌شون فکر نمی‌کنیم: «پول آدم رو خراب می‌کنه»، «پول چرک کف دسته»، «آدم پولدار حتما یک کاری کرده»، «ما از این خانواده‌ها نیستیم» یا «کسب‌وکار مال آدم‌هاییه که از اول پول و امکانات داشتن». این حرف‌ها ممکنه کم‌کم تبدیل به بخشی از باورهای ما بشن و بدون اینکه متوجه باشیم، روی تصمیم‌هایی که درباره پول، شغل و آینده می‌گیریم اثر بذارن.

اگر کسی از قبل به این نتیجه رسیده باشه که هیچ راهی برای بهتر شدن وضعیتش وجود نداره، طبیعتا ممکنه کمتر دنبال یادگیری، تغییر شغل، افزایش درآمد یا ساختن یک کار جدید بره. اما از اون طرف هم نباید همه مشکلات مالی رو گردن افکار و باورهای خودمون بندازیم. درآمد پایین، تورم، بیکاری، بیماری، مسئولیت خانوادگی، شرایط اقتصادی و فرصت‌هایی که در اختیار آدم‌ها قرار می‌گیره واقعا مهم هستن. ذهنیت می‌تونه روی تصمیم و رفتار ما اثر بذاره، ولی جای مهارت، درآمد، فرصت، برنامه‌ریزی و شرایط واقعی زندگی رو نمی‌گیره.

به‌جای «نمی‌تونم»، مانع رو مشخص کنیم

اگر احساس می‌کنیم در وضعیت مالی یا شغلی خودمون گیر کردیم، یکی از کارهایی که می‌تونیم انجام بدیم اینه که بشینیم و روی یک کاغذ بنویسیم دقیقا چه چیزهایی جلوی ما رو گرفتن. شاید درآمدمون کمه، وقت نداریم، مهارت قابل‌فروشی نداریم، سرمایه نداریم، بدهی داریم، از شکست می‌ترسیم، نمی‌دونیم چه کاری شروع کنیم یا مسئولیت خانوادگی اجازه ریسک زیادی بهمون نمی‌ده.

وقتی همه اینها فقط توی ذهنمون باشن، ممکنه در نهایت تبدیل بشن به یک جمله کلی: «من نمی‌تونم.» ولی وقتی تک‌تک روی کاغذ نوشته می‌شن، می‌تونیم هرکدوم رو جدا بررسی کنیم. جلوی هر مانع سه سؤال بنویسیم:

آیا این مانع واقعیه؟

چقدرش تحت کنترل منه؟

کوچک‌ترین کاری که می‌تونم برای کمتر کردنش انجام بدم چیه؟

شاید بعضی موانع واقعا در اختیار ما نباشن، ولی ممکنه برای بعضی‌های دیگه راه‌هایی پیدا کنیم که قبلا بهشون فکر نکرده بودیم.

در نهایت، هدف این نیست که همه حتما صاحب کسب‌وکار بشن، درآمدهای عجیب داشته باشن یا یک تعریف مشخص از ثروت رو دنبال کنن. درآمد بیشتر می‌تونه کمک بزرگی باشه، مخصوصا وقتی درآمد فعلی حتی هزینه‌های ضروری زندگی رو پوشش نمی‌ده. اما بعد از اون، مسئله اینه که با پولی که وارد زندگی می‌شه چه می‌کنیم و چقدر از اون رو به امنیت و قدرت انتخاب آینده تبدیل می‌کنیم.

شاید به‌جای اینکه تمام تمرکزمون روی این سؤال باشه که «چطور پول بیشتری دربیارم؟» بهتر باشه پرسش کامل‌تری از خودمون بپرسیم:

«چطور درآمدم رو بیشتر کنم و در عین حال بخشی از اون رو به امنیت، دارایی و آزادی انتخاب بیشتر در آینده تبدیل کنم؟»

این پرسش به نظرم خیلی دقیق‌تر به پیام اصلی مقاله می‌رسه.

Source

Consumer Financial Protection Bureau. Emergency Savings and Financial Security: Insights from the Making Ends Meet Survey and Consumer Credit Panel. 2022

Consumer Financial Protection Bureau. Evidence-Based Strategies to Build Emergency Savings. 2020

مطالب مرتبط

دیدگاه و گفت‌وگو

دیدگاهتان را بنویسید یا درباره این مطلب سؤال بپرسید.

برای ارسال نظر یا سؤال ابتدا وارد شوید یا ثبت‌نام کنید.