ذهن و روان › کهنالگوهای یونگی
کهنالگوی دیمیتر چیست؟ وقتی مادری تمام هویت میشود
کهنالگوی دیمیتر نمادی از مادری، مراقبت، حمایت و پرورش است. در این مقاله با دیمیتر در اسطورههای یونانی، مفهوم آن در روانشناسی کهنالگویی و چالشهایی که ممکن است با گرهخوردن هویت به نقش مادری ایجاد شود آشنا میشوی.
اگه تا حالا مادری رو دیدی که بعد از مستقلشدن بچههایش، انگار یک بخش از خودش رو گم کرده، این مقاله دقیقا دربارهی همین تجربهست. در برخی رویکردهای روانشناسی کهنالگویی، دیمیتر نمادی از جنبههایی مثل مادری، مراقبت، حمایت و پرورش است؛ بنابراین این الگو میتواند برای توصیف زنانی بهکار برود که بخش مهمی از هویت و رضایت خود را از مراقبت از دیگران میگیرند.
دیمیتر که بود؟
دیمیتر در اسطورههای یونانی، کهنالگوی غلات، زمین و حاصلخیزی و همچنین مادر است. رومیها او را «سِرس» مینامیدند. نماد او گندم یا دسته گندم بود و پرسفون، دختر او، یکی از مهمترین شخصیتهای اسطورهای مرتبط با دیمیتر بهشمار میرفت.
یکی از مشهورترین داستانهای اسطورههای یونانی، داستان ربوده شدن پرسفون توسط هادس، خدای جهان زیرین، است. این داستان در «سرود دیمیتر» روایت شده و بخش مهمی از آن به واکنش دیمیتر پس از ربوده شدن دخترش مربوط میشود.
دیمیتر نماد مادری است که مراقبت، حمایت و تغذیه برایش اهمیت زیادی دارد. در روایت کهنالگویی، زنانی که انرژی دیمیتر در آنها پررنگ است، معمولا نسبت به کودکان و افراد نیازمند مراقبت، حساسیت و توجه بیشتری نشان میدهند. برای مثال، ممکن است برخی از افرادی که در نقشهای مراقبتی کار میکنند، بخشهایی از این الگو را بیشتر نشان دهند؛ مثل کسی که از مراقبت از کودکان لذت میبرد، به نیازهای آنها حساس است و بهطور طبیعی میل زیادی به حمایت و مراقبت از دیگران دارد. البته شغل یا نقش اجتماعی بهتنهایی نشاندهندهی یک کهنالگو نیست.
در روانشناسی تحلیلی یونگ، کهنالگو به الگوهای بنیادین و تکرارشوندهای اشاره دارد که در اسطورهها، روایتها و تجربههای انسانی نمود پیدا میکنند. ایدهی کهنالگوی مادر نیز در این چارچوب مطرح شده است. در رویکردهای بعدیِ روانشناسی کهنالگویی، از شخصیتهایی مانند دیمیتر در اسطورههای یونانی برای بررسی جنبههای مختلف تجربه و هویت زنان استفاده شده است.
وقتی مادر بودن، تمام هویت میشود
این انرژی در زندگی روزمره چه شکلی پیدا میکند؟ اینجا دقیقا جاییست که ماجرا شخصیتر میشود: برای بعضی از زنان، مادر بودن فقط یکی از نقشهای زندگی نیست؛ بلکه بخش اصلی هویت و معنای زندگی آنهاست.
در نگاه کهنالگویی، زنان دیمیتری ممکن است بخش بزرگی از احساس رضایت و شادی خودشان را از مراقبت، حمایت و کمک به فرزندان بگیرند. به همین دلیل، وقتی بچهها بزرگ میشوند و از خانه فاصله میگیرند، این تغییر میتواند برای چنین مادری بسیار دشوار باشد.
در روانشناسی، به دورهای که فرزندان خانه را ترک میکنند و نقش روزمرهی والدین تغییر میکند، گاهی مرحلهی آشیانه خالی گفته میشود. این تغییر برای بعضی والدین با احساس دلتنگی یا خل همراه است، هرچند تجربهی همهی والدین یکسان نیست.
این موضوع در زندگی امروز اهمیت بیشتری پیدا کرده است. خانوادهها کوچکتر شدهاند و فرزندان معمولا خیلی زودتر از گذشته مستقل میشوند؛ گاهی برای تحصیل یا کار به شهرهای بزرگتر یا حتی کشور دیگری میروند.
اگر بخش بزرگی از هویت یک مادر فقط بر نقش مادری بنا شده باشد، مستقل شدن فرزند میتواند احساس خلا، تنهایی و بیمعنایی ایجاد کند. برای همین، یکی از مهمترین نکات در مورد انرژی دیمیتر این است که مراقبت از دیگران نباید به قیمت از دستدادن زندگی شخصی و هویت مستقل خودمان تمام شود.
داشتن علایق شخصی، دوستان، فعالیتهای اجتماعی، مطالعه، معنویت، کار یا اهدافی که مستقل از فرزندان تعریف شدهاند، میتواند کمک کند که رابطه مادر و فرزند به وابستگی متقابل تبدیل نشود. در این نگاه، هدف حذف انرژی مادری نیست؛ بلکه ایجاد تعادل است. مادر میتواند همچنان مراقب و حمایتگر باشد، اما همزمان زندگی و معنای شخصی خودش را هم حفظ کند.
مراقبت بهتنهایی کافی نیست
گاهی تصور میکنیم مادر خوب کسی است که همیشه غذا درست میکند، از بچه مراقبت میکند و هر مشکلی را برای او حل میکند. اما رابطه مادر و فرزند فقط به مراقبت فیزیکی محدود نمیشود. در چارچوب کهنالگوی دیمیتر، مراقبت و حمایت جایگاه مهمی دارد؛ اما ارتباط عاطفی هم اهمیت زیادی دارد. کودک نیاز دارد احساس کند کسی هست که او را میبیند، میشنود، دوستش دارد و در مواقع دشوار از او حمایت میکند.
مادری که تمام انرژی خودش را صرف کارهای خانه و نیازهای کودک میکند اما ارتباط عاطفی کمی با او دارد، لزوما تجربهای متفاوت از مادری دارد که علاوه بر مراقبت، ارتباط عاطفی عمیقی با فرزندش برقرار میکند.
از طرف دیگر، مادر هم نباید تمام زندگی خودش را به فرزندش اختصاص دهد. اگر تمام هویت و احساس ارزشمندی یک مادر به فرزندش وابسته شود، مستقل شدن کودک میتواند برای هر دو طرف دشوار شود. به همین دلیل شاید یکی از سالمترین شکلهای مادری این باشد که مادر همزمان دو چیز را حفظ کند: پیوند عاطفی با فرزند و هویت مستقل خودش.
کودک باید بداند مادرش دوستش دارد و در مواقع لازم پشتیبان اوست؛ اما در عین حال باید بتواند بهتدریج مستقل شود و زندگی خودش را بسازد و مادر هم باید بتواند بعد از بزرگشدن فرزندش همچنان برای خودش زندگی، هدف، علاقه و معنایی مستقل داشته باشد.
دیمیتر در چارچوب مدل هفت کهنالگوی زنانه، یکی از الگوهایی است که برای توصیف جنبههای مختلف تجربه و هویت زنان بهکار میرود. اگر این مقاله برایتان آشنا بود و دوست دارید ببینید کدام الگوها در شخصیت و زندگی شما پررنگترند، یا اینکه دیمیتر چگونه میتواند در کنار الگوهایی مثل آتنا و آرتمیس قرار بگیرد، دورهی «خودشناسی زنانه با الگوهای یونگی» میتواند مسیر کاملتری برای این موضوع در اختیارتان قرار دهد.
مطالب مرتبط
دیدگاه و گفتوگو
دیدگاهتان را بنویسید یا درباره این مطلب سؤال بپرسید.
برای ارسال نظر یا سؤال ابتدا وارد شوید یا ثبتنام کنید.