وقتی درباره مدیریت مالی، افزایش درآمد یا راههای توسعه کسبوکار صحبت میکنیم، خیلی زود به یک جواب میرسیم: نمیشه. شرایط اقتصادی خوب نیست. تورم وجود داره، قدرت خرید کاهش پیدا میکنه، بعضی کسبوکارها شرایط مناسبی ندارن و خیلی از آدمها برای دریافت حقوق و تامین هزینههای زندگی با مشکل روبهرو هستن. این مشکلات واقعیاند و قرار نیست نادیدهشون بگیریم.
اما یک سؤال مهم وجود داره: در چنین شرایطی، چه چیزهایی هنوز در اختیار ماست؟
بین پذیرفتن واقعیتهای اقتصادی و تسلیم شدن در برابر اونها تفاوت وجود داره. «شرایط سخته» با «هیچ کاری نمیشه کرد» یکی نیست. گاهی وقتی برای مدت طولانی تحت فشار قرار میگیریم، کمکم از یک واقعیت به یک نتیجه کلی میرسیم. واقعیت ممکنه این باشه که پیدا کردن شغل مناسب سخت شده، درآمد فعلی ما کافی نیست، کسبوکار با مشکلات زیادی روبهرو شده یا هزینهها سریعتر از درآمد افزایش پیدا میکنن. اما نتیجهای که از این واقعیت میگیریم ممکنه این باشه: «پس هیچ راهی وجود نداره.»
اینجا باید کمی بیشتر دقت کنیم. اینکه شرایط سختتر شده، به این معنی نیست که تمام مسیرها بسته شده. ممکنه گزینههای ما محدودتر شده باشن، ممکنه رسیدن به نتیجه زمان بیشتری بخواد و ممکنه بعضی راههایی که قبلا جواب میدادن دیگه کار نکنن؛ اما این با نبودن هرگونه امکان تغییر فرق داره.
مشکلی که دقیق تعریف شود، قابل بررسیتر است
بهجای اینکه بگیم «نمیشه»، بهتره دقیقتر مشخص کنیم چه چیزی نمیشه. اگر درآمدمون کمه، پرسش اینه که آیا امکان افزایش مهارت، تغییر شغل، انجام کار جانبی یا ایجاد منبع درآمد دیگهای وجود داره؟
اگر کسبوکاری داریم که رشد نمیکنه، باید ببینیم مشکل از کجاست. مشتری کافی نداریم؟ محصول مناسبی نداریم؟ قیمتگذاری اشتباهه؟ بازار تغییر کرده؟ یا مهارت فروش و بازاریابی ما نیاز به بهبود داره؟
حتی ممکنه بعد از بررسی به این نتیجه برسیم که بعضی مسیرها واقعا برای ما مناسب نیستن. این هم نتیجه مفیدیه، چون حالا بهجای یک «نمیشه» مبهم، مانع مشخصی داریم. وقتی مشکل رو دقیق تعریف میکنیم، امکان پیدا کردن راهحل بیشتر میشه.
در شرایط سخت، وابستگی به یک درآمد میتواند آسیبپذیری ما را بیشتر کند
اگر تمام زندگی مالی ما به یک حقوق یا یک منبع درآمد وابسته باشه، هر مشکلی که برای اون منبع ایجاد بشه میتونه فشار زیادی به ما وارد کنه. به همین دلیل یکی از پرسشهایی که میتونیم از خودمون بپرسیم اینه که آیا در بلندمدت امکان ایجاد منبع درآمد دیگری وجود داره؟
این الزاما به معنی رها کردن شغل فعلی نیست. ممکنه کسی مهارتی داشته باشه که بتونه خارج از ساعت کاری از اون استفاده کنه. فرد دیگهای ممکنه بتونه یک فعالیت کوچک جانبی شروع کنه. برای شخص دیگری، مسیر مناسبتر ممکنه افزایش تخصص و رسیدن به موقعیت شغلی بهتر باشه. راهحل برای همه یکسان نیست.
اصل موضوع اینه که بهجای وابستگی کامل به شرایط موجود، ببینیم چه ظرفیتهایی برای بهتر کردن وضعیت خودمون داریم.
درباره درآمد دلاری هم سادهسازی نکنیم
یکی از ایدههایی که زیاد مطرح میشه به ویژه در فضای مجازی، اینه که در یک اقتصاد تورمی باید درآمد ارزی یا دلاری داشت. اصل ایده قابل بررسیه: اگر کسی بتونه بهصورت قانونی مهارت یا خدمتی رو به بازار بینالمللی ارائه بده، درآمد ارزی میتونه یکی از راههای کاهش وابستگی کامل به درآمد داخلی باشه.
اما نباید این موضوع رو به نسخهای ساده تبدیل کنیم که انگار هر کسی میتونه بهراحتی درآمد دلاری ایجاد کنه. زبان، مهارت، نوع تخصص، دسترسی به بازار، روش دریافت پول، محدودیتهای قانونی و بینالمللی و توان رقابت همگی اهمیت دارن.
پس پرسش بهتر این نیست که «چرا درآمد دلاری ندارم؟»
پرسش بهتر اینه: آیا مهارت یا خدمتی دارم که خارج از بازار فعلی هم برای اون تقاضا وجود داشته باشه؟
اگر ندارم، آیا میتونم چنین مهارتی بسازم؟
روی چیزی کار کنیم که امکان تغییرش را داریم
ما نمیتونیم بهتنهایی تورم، وضعیت کل اقتصاد یا تصمیمهای دیگران رو کنترل کنیم. اما در بسیاری از موارد میتونیم روی مهارتهامون، نحوه مدیریت هزینه، تصمیمهای شغلی، کیفیت کار، نحوه ارائه خدمات و جستوجوی فرصتهای جدید تاثیر بذاریم.
این نگاه به معنی انکار مشکلات اقتصادی نیست. اتفاقا وقتی شرایط دشواره، مهمتره که تفاوت بین چیزی که واقعا خارج از کنترل ماست و چیزی که هنوز امکان تغییرش رو داریم، تشخیص بدیم. ممکنه نتونیم شرایط اقتصادی رو انتخاب کنیم، اما میتونیم بررسی کنیم با امکاناتی که امروز داریم، قدم بعدی ما چی میتونه باشه.
از کجا شروع کنیم؟
برای شروع لازم نیست یکباره کل وضعیت مالی یا شغلیمون رو تغییر بدیم. میتونیم سه سوال ساده از خودمون بپرسیم:
مهمترین فشار مالی فعلی من دقیقا چیه؟
کدام بخش اون واقعا خارج از کنترل منه؟
و در ۳۰ روز آینده روی کدام بخش قابلکنترل میتونم یک اقدام مشخص انجام بدم؟
این اقدام میتونه یادگیری یک مهارت، بررسی یک منبع درآمد جانبی، ثبت و بررسی هزینهها، جستوجوی فرصت شغلی بهتر یا اصلاح بخشی از کسبوکار باشه. مهم اینه که بهجای موندن در یک «نمیشه» کلی، قدم بعدی رو تا جای ممکن مشخص کنیم.
منابع
برای نوشتن این مقاله، از ایدههای مربوط به فشار ناشی از کمبود منابع، تصمیمگیری زیر فشار مالی و تفاوت بین محدودیت واقعی و واکنش ما به آن استفاده شده است. این منبع توضیح میدهد که کمبود پول، زمان یا منابع میتواند روی توجه و تصمیمگیری ما اثر بگذارد.
Scarcity: Why Having Too Little Means So Much Sendhil Mullainathan & Eldar Shafir