این روزها زیاد میشنویم که باید آدمهای منفی رو از زندگیمون حذف کنیم و فقط با آدمهای مثبت معاشرت داشته باشیم. اما بهراستی تشخیص آدم مثبت و منفی به همین سادگیه؟ آیا کسی که از ما انتقاد میکنه آدم منفی هست؟ آیا کسی که همیشه تاییدمون میکنه، لزوما تاثیر خوبی روی زندگیمون داره؟
مسئله شاید پیچیدهتر از این حرفها باشه. بهجای اینکه آدمها رو دستهبندی کنیم، بهتره ببینیم رابطهمون با اونها چه کیفیتی داره و چه تاثیری روی زندگی هر دو طرف میذاره.
تمرین بررسی روابط
یه تمرین کاربردیتر انجام بدید. توی یه صفحه اسم افرادی رو بنویسید که بیشترین ارتباط رو باهاشون دارید یا بیشترین نقش رو توی زندگیتون دارن. تعدادش مهم نیست. برای یه نفر ممکنه پنج نفر باشه، برای یکی دیگه بیست نفر. اول فقط اسمها رو بنویسید.
بعد روبهروی هر اسم، بهجای اینکه فقط بنویسید این آدم «مثبته» یا «منفیه»، ببینید رابطه با اون فرد معمولا چه اثری روی شما داره.
برای نمونه پس از صحبت باهاش امیدوارتر میشم یا ناامیدتر؟ چیزی ازش یاد میگیرم؟ برای تصمیمهای بهتر بهم کمک میکنه؟ همش من رو میترسونه؟ هر ایدهای دارم سریع ردش میکنه؟ وقتی اشتباه میکنم کمک میکنه مسئله رو بررسی کنم یا فقط تحقیر و سرزنش میکنه؟ آیا خودم هم همین رفتارها رو با اون فرد دارم؟
بهتره آدمها رو رتبهبندی نکنیم؛ رابطهها رو بررسی کنیم. چون هدف این تمرین شناخت الگوی رابطه است، نه صدور حکم درباره شخصیت آدمها.
رابطههایی که بیشتر روی ما اثر میذارن
بعد از اینکه لیست رو نوشتید، مشخص کنید کدوم رابطهها بیشترین تاثیر رو روی شما دارن. همه آدمهایی که میشناسیم تاثیر یکسانی ندارن. ممکنه یه نفر رو ماهی یه بار ببینیم و عملا نقش چندانی توی زندگی ما نداشته باشه. از اون طرف ممکنه با یه همکار یا دوست تقریبا هر روز چند ساعت در ارتباط باشیم. پس شدت و میزان ارتباط هم مهمه.
اگر رابطهای دائما شما رو وارد تنش، اضطراب، تحقیر، درگیری یا ناامیدی میکنه، باید ببینید چقدر امکان مدیریت اون رابطه وجود داره.
از اون طرف، اگر آدمهایی در اطرافتون هستن که ازشون یاد میگیرید، گفتوگوی سازنده دارید، از پیشرفت شما ناراحت نمیشن و میتونید باهاشون درباره ایدهها و مشکلاتتون صحبت کنید، طبیعتا این رابطه ارزش بیشتری برای حفظ کردن داره.
برای اینکه نتیجه این بررسی فقط روی کاغذ نمونه، میتونید رابطهها رو از نظر نوع رفتار و اقدام مناسب در چند گروه قرار بدید:
وضعیت رابطه | رفتارهای معمول | اقدام پیشنهادی |
|---|---|---|
سازنده و حمایتگر | گفتوگو، احترام و یادگیری متقابل | حفظ و تقویت رابطه |
دشوار اما قابل اصلاح | اختلافنظر، سوءتفاهم یا تنش | گفتوگو و تعیین مرز |
فرساینده و تکرارشونده | تحقیر یا نادیده گرفتن مداوم مرزها | کاهش ارتباط و ارزیابی دوباره |
تهدیدکننده یا خشونتآمیز | تهدید، خشونت یا کنترل شدید | اولویت دادن به امنیت و کمک تخصصی |
البته این جدول قرار نیست تکلیف همه رابطهها رو مشخص کنه. آدمها و رابطهها پیچیدهتر از این دستهبندیها هستن. هدف فقط اینه که بتونیم الگوهای رفتاری رو بهتر بشناسیم و بهجای تصمیمهای عجولانه، با دقت بیشتری درباره ادامه یا تغییر رابطه فکر کنیم.
آیا باید رابطه با آدمهای منفی رو قطع کنیم؟
نه لزوما. من نمیخوام بگم هرکس یه حرف منفی زد یا یه روز حالش بد بود، سریع از زندگیتون حذفش کنید. اصلا آدمی وجود نداره که همیشه مثبت باشه. خود ما هم ممکنه یه روز عصبانی، خسته، ناامید یا بدبین باشیم.
چیزی که مهمه الگوی تکرارشونده رابطه است. اگر یه رابطه همیشه آسیبزاست، باید ببینید میشه مرز مشخصتری ایجاد کرد؟ میشه زمان ارتباط رو کمتر کرد؟ میشه درباره رفتاری که اذیتتون میکنه صحبت کرد؟
در روابط نزدیک، بهویژه خانواده و همسر، تصمیمهایی مثل فاصله گرفتن یا قطع رابطه موضوع سادهای نیست و نمیشه فقط با برچسب «مثبت» یا «منفی» دربارهش تصمیم گرفت. کیفیت رابطه، امنیت، مسئولیتها و شرایط هر فرد باید جداگانه بررسی بشه.
البته باید بین یه رابطه دشوار و یه رابطه آسیبزا تفاوت قائل بشیم. اختلافنظر، انتقاد، عصبانیت یا حتی بعضی درگیریها لزوما به معنی ناسالم بودن رابطه نیست. اما تحقیر مداوم، تهدید، خشونت، کنترلگری شدید یا ترس از واکنش طرف مقابل مسئله متفاوتیه.
در چنین شرایطی، حفظ امنیت و کمک گرفتن از افراد یا متخصصان قابلاعتماد اهمیت بیشتری داره. قرار نیست برای حفظ هر رابطهای به هر قیمتی تلاش کنیم.
قبل از اینکه بخوای دیگران رو تغییر بدی، خودت رو ببین
در روابط خانوادگی و نزدیک یه نکته دیگه هم وجود داره. همونطور که دیگران روی ما تاثیر میذارن، ما هم روی اونها تاثیر میذاریم. پس قبل از اینکه تمام تمرکزمون این باشه که فلانی چقدر منفی یا مخربه، بد نیست رفتار خودمون رو هم بررسی کنیم.
من توی این رابطه چه چیزی وارد میکنم؟ همیشه گله میکنم؟ همیشه بقیه رو سرزنش میکنم؟ مسئولیت خودم رو قبول میکنم؟ وقتی یه نفر موفق میشه حمایتش میکنم یا سریع ایراد پیدا میکنم؟ بهجای اینکه فقط تلاش کنیم دیگران رو تغییر بدیم، میتونیم بخشی از توجه رو روی رفتار خودمون بذاریم.
البته بررسی رفتار خودمون به این معنی نیست که مسئول رفتارهای آسیبزای دیگران هستیم. هرکس مسئول رفتار خودشه و قرار نیست برای توجیه تحقیر، تهدید یا خشونت دیگران، دنبال مقصر در خودمون بگردیم.
مسئولیتپذیری رو از کارهای کوچیک شروع کن
یکی از چیزهایی که کیفیت رابطه رو تعیین میکنه، نحوه تقسیم مسئولیتهاست. گاهی چیزی که ما بهعنوان رفتار منفی دیگران میبینیم، نتیجه خستگی، فشار و مسئولیتهای نابرابریه که در رابطه شکل گرفته. البته همیشه اینطور نیست، ولی بررسی سهم خودمون میتونه کمک کنه مسئله رو دقیقتر بفهمیم.
اگر آدم مسئولیتپذیری نیستید، از کارهای خیلی کوچیک میتونید شروع کنید. برای نمونه اگر توی خریدهای روزانه مشارکت نمیکنید، بعضی وقتها این مسئولیت رو قبول کنید. اگر تمام کارهای خونه روی دوش بقیه است، یه بخش از کار رو به عهده بگیرید. خرید، تمیز کردن خونه، آشپزی یا هر مسئولیت ساده دیگهای که متناسب با شرایط زندگیتونه.
قرار نیست دیگران همیشه به ما خدمت بکنن. خودمون هم لازمه یه سری مسئولیتها رو قبول بکنیم. اینها کارهای خیلی سادهای هستن، ولی تا وقتی انجامشون ندید نمیتونید بازخوردش رو توی زندگی ببینید.
ممکنه همین مسئولیتهای کوچیک روی نگاه خودمون به خودمون و همینطور کیفیت رابطهمون با بقیه اثر بذارن. مسئولیتپذیری بیشتر به این معنی نیست که مسئولیت همهچیز رو به گردن خودمون بندازیم؛ یعنی سهم واقعی خودمون رو بشناسیم و همون سهم رو انجام بدیم.
حفظ رابطه یا فاصله گرفتن؟
در نهایت، قرار نیست همه آدمها رو از زندگیمون حذف کنیم تا به آرامش برسیم. قرار هم نیست هر رابطهای رو به هر قیمتی حفظ کنیم. بعضی رابطهها به گفتوگوی بیشتر نیاز دارن، بعضی به مرزهای روشنتر و بعضی هم به فاصله گرفتن.
مهم اینه که بهجای قضاوت عجولانه درباره دیگران، الگوی رابطه رو بشناسیم، سهم خودمون رو ببینیم و تصمیمی بگیریم که هم به سلامت و آرامش خودمون احترام بذاره و هم به حقوق دیگران.
منابع
۱. دبرا آمبرسون و جنیفر کاراس مونتز (۲۰۱۰)
روابط اجتماعی و سلامت: موضوعی مهم برای سیاستگذاری سلامت. این مقاله توضیح میده که هم تعداد روابط و هم کیفیت اونها میتونن با سلامت روان، سلامت جسمی و رفتارهای مرتبط با سلامت ارتباط داشته باشن.
https://doi.org/10.1177/0022146510383501
۲. کارن اس. روک (۲۰۱۵)
شبکههای اجتماعی در سالهای پایانی زندگی: بررسی تأثیرات مثبت و منفی بر سلامت و بهزیستی. این پژوهش نشون میده که روابط اجتماعی میتونن هم منبع حمایت و همراهی باشن و هم باعث تعارض، تنش و فشار روانی بشن. تمرکز اصلی پژوهش بر سالمندیه.